
نوشتن - تفکرات ۵
خلاقیت
کریس کمل © ۲۰۰۵
قبل از بیگ بنگ، چه کسی مفهوم آن را خلق کرد؟
آیا خدا خودش را تکهتکه کرد؟
قوانین جهانی پس از انفجار، یا قبل از آن، نتایج همه به همان قوانین واکنش نشان میدهند. هیچکس از آنها فرار نمیکند
کی قانونی را ایجاد کرد که سیارات را به هم نگه میدارد؟
جاذبه باعث میشود که من در حالی که با سرعت سی کیلومتر در ساعت به دور خورشید در فضا حرکت میکنم، در جای خود بمانم.
هر سال نهصد و چهل میلیون کیلومتر سفر میکنم اما هنوز به جایی نمیرسم. اما خورشید به دور چه چیزی میچرخد؟
ظاهراً من در هر سال کهکشانی با سرعت دویست و بیست کیلومتر در ثانیه سفر میکنم. فاصلهای برابر با یکصد و هفتاد هزار سال نوری در اطراف مرکز کهکشان راه شیری، جایی که ما در وسط آن، بیست و هفت هزار سال نوری از مرکز فاصله داریم. سفری که دویست و سی میلیون سال طول میکشد و با این حال من هیچ تأثیری بر شگفتیهای نجومی جایگاه یا جایگاههای خود در کهکشان راه شیری ندارم، چه برسد به جهان. حتی یک سال کهکشانی در اطراف کهکشان راه شیری را هم کامل نخواهم کرد. بهترین کاری که میتوانم انجام دهم احتمالاً ۰.۰۰۰۰۳٪ از این سفر شگفتانگیز خواهد بود. با این حال، خلاقیتم عمدتاً به ایجاد و واکنش به مشکلات محدود میشود. مسائلی که در طرح کلی امور، بیاهمیت و میکروسکوپی هستند.
حرف از ذهن کوچک زدن!
قوانین الکتریکی و مغناطیسی به بشر اجازه میدهند تا خلق کند، اما فقط تا زمانی که قوانین رعایت شوند.
جاذبه، قوانین مغناطیسی، نور که سریعتر از هر چیز دیگری که تاکنون شناخته شده است حرکت میکند و به طور تصادفی با همان سرعت برق حرکت میکند
همه اینها با دستکاری هوشمندانه انسان در خالصترین کلید ریاضیات به آگاهی استخراج شدهاند.
ریاضیات بازتابدهنده و توضیحدهنده.
خلاقیت بهطور ریاضی به خلوص نبوغ موجود و آشکاری که هزاران سال پنهان بوده است، اعمال شده است.
پرواز، پیروی از حرکت اصولی. زمان مرتبط با تمام اصول، تمام قوانین
زمان - نظم، قابلیت اعتماد، تکرار که به طور نامتناهی طولانی یا نامتناهی کوتاه اندازهگیری میشود.
انسانیت در حال توسعه زمان روانشناختی. نگرش ذهن به زمان پیرو هیچ قانونی نیست، به جلو، به عقب، همیشه در جستجوی حال فرارکننده. کشیدن زمان، هیچ زمانی، زمان کافی نیست.
مفاهیم روانشناختی قبل از هرگونه خلق شخصی از قلمروهای خواسته.
مفهوم، دیدگاه استاد، دیدگاه دیوانهی عجیب، تخیلات ذهن کنجکاو، همه بیوقفه خلق میکنند.
دستکاری ناکارآمد قوانین جهانی که باعث ایجاد هرج و مرج، جسمی و روانی میشود.
خلاقیت خلق زیبایی خیرهکننده، شکل معجزهآسا،
خلاقیت با خلق feats فرار از قوانین، نادیده گرفتن جاذبه، زندگی گرفته شده، زندگی داده شده بستگی به انتخاب کسی که در کنترل است دارد. مرگ، ثابتترین و خلاقانهترین رویداد، هیچکس از آن فرار نمیکند.
اما چرا نتوانیم ویژگیهای مطلوب خود روانی را خلق کنیم؟ ترس مطلوب نیست، صلح گاه و بیگاه است، عشق طعنهزنندهی مغز خسته است. به چه قوانینی شکست خوردهایم؟
تمام قوانین شناخته شده از محدودیت دنیای فیزیکی حمایت میکنند. چه قوانینی را باید در ابهام، بیپایانی، بیدامنه، پر از مفهوم و قطبیتهای متضاد بیقانونی بیپایان که من هستم، رعایت کنم؟