
هنر
پیشینه
من خودم نقاشی را به صورت خودآموز شروع کردم. من همیشه به نقاشی علاقه داشتم، اما از سال ۲۰۰۷ به طور جدی شروع به نقاشی کردم. چیزی که در مورد هنر دوست دارم این است که هیچ درست یا غلطی در به اشتراک گذاشتن یک برداشت وجود ندارد. فقط تفسیر یا ارزیابی میتواند نقد ارائه دهد.
همانطور که هنر انتزاعی تعریف مشخصی ندارد، من هم نمیتوانم بگویم سبک خاصی دارم. موضوع آثار من میتواند تفسیری از یک تصویر رسانهای، شاید عکسهای من، تخیل من یا احساسی مداوم باشد که به دنبال نوعی تجلی است.
عموماً در هیچ زمانی هیچ کنترلی وجود ندارد، تصویر به دیکتاتور استراتژی، سبک و تلاش نهایی تبدیل میشود. با این حال، وقتی تصمیم به اجرای یک پروژه میگیریم، مالک، مرجع و خدمتگزار پروژه هستیم.
اگر قرار باشد کسی خودش را مقایسه کند، اینترنت میگوید که این یک تلاش بیهوده است، زیرا افراد فوقالعاده ماهر و بااستعداد زیادی، چه حرفهای و چه آماتور، وجود دارند.
اگر به هنر به عنوان نوعی ارتباط نگاه کنیم، اینترنت نشان داده است که هنر زبانی مشترک برای همه است. هنری بصری، احساسی، ذهنی، ظریف، زمخت و بیش از هر زبان گفتاری دیگری، برای من توصیف کننده شرایط انسان است.

